اصول و معيارهاي شهر سالم، بخش اول

ايده شهر سالم طرح آرمان گرايانه اي است. با اينكه سابقه طرح آن به بيش از چند سال نمی رسد، معهذا ريشه هاي تاريخي آن بس طولاني و پرفراز و نشيب است. در واقع سال 1984 نقطه عطفي براي اين مقوله است كه با همت اشخاصي چون پرفسور دهل، دكتر اشتون و استقبال بي دريغ سازمان بهداشت جهاني(WHO) كه آنرا در راستاي ضمانت اجرايي اهداف و سياست هايش مي ديد، منجر به ارائه و بعضاً اجراي الگوها و سياست هاي نويني در اين راه گرديد، بطوريكه پس از گذشت بيش از دو دهه، اينك ايده شهر سالم تبديل به نهضت جهاني گرديده است.

بعد از انقلاب صنعتي، تحولاتي كه در جنبه هاي مختلف در شهرها روي داده، موجب شده مسائل و مشكلات زيادي گريبانگير شهرها شود. در اين ارتباط شهرها دچار مشكلات عديده اي از جمله انفجار جمعيت، تراكم رشد فزاينده، كمبود مسكن، مشكلات فقر، گسستگي رابطه بين شهر و طبيعت، آلودگي هوا و صدا و ترافيك وسايل موتوري، زاغه هاي ناسالم، كاهش سطح زندگي سالم اجتماعي و غيره مواجه شدند. طبق پيش بيني هاي سازمان بهداشت جهاني، تا سال 2025 ميلادي بيش از 60 در صد جمعيت جهان شهرنشين خواهند شد.

اين جمعيت شهرنشين بيش از پيش مشكلات را تشديد خواهند كرد. با توجه به اين كه شهرها موجوداتى زنده و پويا و انسان محور هستند، اهميت برنامه ريزي شهر سالم با توجه به اصول و معيارهاي آن در طول برنامه ريزي بلند مدت براي شهرها ضروري مي باشد. در اين مقاله اصول و معيارهاى شهر سالم را می شناسیم.
متخصصان و مديران شهري موفق همگي بر اين امر تأكيد دارند، كه شهر صرفاً مكان تجمع و اسكان يك جمعيت مشخص، ساختمان، خيابان و خودرو و ساير بناها نيست، بلكه همچون يك موجود و پيكره زنده و پويا و داراي تحرك همواره در حال تغيير، تحول و دگرگوني است. رشد جمعيت بويژه در شهرها و گسترش بي رويه شهرنشيني در خلال قرن بيستم موجب مطرح شدن مقوله سلامت گرديد. سلامت شهر در گرو داشتن محيط سالم و بسترهاي مناسب اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، زيست محيطي، زيباشناختي، آموزشي، علمي، سياسي، روانشناختي، بهداشتي، ورزشي و … است كه شهروندان پايه، اساس و سرمايه اصلي اين شهر را تشكيل مي دهند.

نتايج حاصل پس از بحث و گفتگوي برنامه ريزان و كارشناسان بخش هاي مختلف توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي منجر به تدوين رويكرد نوين توسعه پايدار با محوريت سلامت گرديد. اين تفكر در دهه 1980 موضوع شهر سالم را توسط سازمان جهاني بهداشت مطرح نمود كه مبتني بر همكاري بين بخشي و مشاركت مردمي در راستاي دستيابي به برنامه سلامت بود. در ادامه آن، موضوع شهر سالم درسال 1984 در كنفرانسي در تورنتوي كانادا عنوان (Beyond Health Care)  شد. موضوع اين كنفرانس آن سوي مراقبت هاي بهداشتي بود، در اين ارتباط به منظور پيشرفت هاي حاصل شده در اين زمينه، استراتژي بهداشت براي همه تشكيل گرديد. در اين كنفرانس پروفسور دهل استاد دانشگاه بركلي مقاله اي تحت عنوان شهر سالم ارائه داد.

 در اين مقاله شهر سالم را شهري تعريف مي كند، كه "به طور مداوم در ايجاد يا بهبود شرايط اجتماعي، كالبدي و توسعه منابع فعاليت كند و با اين وسيله امكان عملكرد درست و كامل، جهت حداكثر بهره برداري از توان انسانها را فراهم آورد."
دو سال بعد از اين كنفرانس، در سال 1986 ، كنفرانس ارتقاي بهداشت در شهر اتاوا برگزار شد. اصول ارتقاي بهداشت در اين كنفرانس تصويب شد و بيشترين تأكيد آن روي موارد زير بود:

1- اتخاذ سياست كلي براي تقويت بهداشت.
2- تقويت مشاركت اجتماعي.
3- بهبود مهارت هاي شخصي.
4-تجديد نظر در جهت گيري خدمات بهداشتي.

اين اصول چهارچوب پروژه شهرهاي سالم سازمان بهداشت جهاني را فراهم ساخت.

به تدريج با توسعه ايده شهر سالم در تمامي قاره ها، اين ايده به جنبشي جهاني تبديل شد. جنبشي با اين ايده و هدف شكل مي گيرد كه كليه دست اندركاران مسائل شهر را دور هم جمع كنند و با استفاده از امكانات موجود با يك نظم هماهنگ و يك هدف معين براي سالم سازي محيط برنامه ريزي كنند.

در ايران نيز بنا بر پيشنهاد سازمان بهداشت جهاني و براساس هماهنگي هاي به عمل آمده مقرر گرديد شهر تهران به عضويت اين اصل بين المللي درآمده و در زمينه پروژه شهر سالم فعاليت هايي را آغاز نمايد، لذا با مشاركت شهرداري تهران و وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي اولين سمپوزيوم شهر سالم در آذرماه 1370 با حضور جمعي از كارشناسان عالي رتبه در تهران برگزار گرديد.

شهرهاي سالم

براساس تحقيقات و برآوردهاي به عمل آمده تا سال 2000 بيش از 75 درصد از جمعيت اروپا و حدود 50 درصد از جمعيت ساير نقاط جهان در جوامع شهري ساكن خواهند بود. چنين تغييرات ساختاري، سلامت شهرها را تا اندازه اي به خطر مي اندازد. از اين رو جامعه شناسان از دير باز به بررسي اين پديده (شهر سالم ) پرداخته اند.

قابل ذكر است كه جوامع اروپايي حتي در اواخر قرن 19 به دنبال جريان صنعتي شدن خود، مشخصات شهر سالم، دست يابي به شهر سالم و حفظ شهر سالم را در جوامع خود مطرح كردند. آنچه مسئله سالم سازي شهر و ايجاد شهرهاي سالم را به وجود مي آورد، عمدتاً عامل مهاجرت است. اين پديده، تقريباً 300 سال پيش در اروپا و آمريكا آغاز گرديده و به همين خاطر، جستجو كردن راه حل هاي مورد نياز و ايجاد شهرهاي سالم نيز از همان زمان در اروپا و آمريكا شروع شده است.

 مسائل عمده و پيچيده اي كه امروزه شهرهاي ما با آن روبروهستند، علاوه بر بسيج عمومي نيروها و فعاليت ها، نيازمند تقويت دانش فني و روش هاي اجرايي در بهبود شرايط زيست انسان است. در اين راستا مؤثرترين روش آن است كه از آخرين تجربيات داخلي و خارجي مطلع گرديده و ضمن انتخاب روش هاي اصلح، آنرا با شرايط و امكانات داخلي هماهنگ كنيم. بدين طريق ايده شهر سالم به عنوان يك پديده فكري كه به دليل گستردگي در سطح بين المللي و بهره مندي از بنيادهاي علمي و دانشگاهي از پايه هاي منطقي كافي برخوردار است، ابزار مفيدي تلقي مي گردد.

براي تشخيص شهر سالم بايد مفهوم روشن و قابل دركي از آن وجود داشته باشد. شهر سالم شهري است كه محيط فيزيكي و اجتماعي آن سلامت را ترويج نمايد. در شهر سالم پيوسته با فراهم آمدن شرايط مطلوب، فراگير نمودن همكاري بين بخشي محيطي فراهم مي گردد. شهروندان ضمن مشاركت و حمايت يكديگر، درانجام كليه امور زندگي قابليت هاي خويش را به حداكثر ممكن مى رسانند.
شهر سالم شهري است كه به طور مداوم و مستمر در حال آفرينش و بهبود بخشي به آن گونه محيط هاي كالبدي و اجتماعي و گسترش آن گونه منابع جامعه است كه مردم را قادر مي سازد يكديگر را در راه اجراي تمامي عملكردهاي زندگي و دستيابي به حداكثر توان هاي خودشان پشتيباني نمايند.

شهرهاي سالم حافظ سلامتي ساكنين بوده و ملزم به تعيين شرايط مناسب براي فعاليت هستند. محيط امني براي زندگي هستند تا امكان ادامه حيات براي گياه، انسان و حيوان را فراهم نمايند. ارتباطات اجتماعي در شهرهاي سالم تعالي دهنده و درجهت تغيير اصلاح جامعه است. اجزا و عناصر شهر سالم با يكديگر سازگار هستند و به صورت كلي شهرسالم ضامن و متعهد به منافع ساكنين است.

به تعبير سازمان بهداشت جهاني، شهر سالم شهري است كه به طور دائم سياست هاي عمومي خود را توسعه بخشد و آن گونه محيط فيزيكي و اجتماعي را ايجاد نمايد كه طي آن مردم همديگر را حمايت كنند و كنش متقابل با يكديگر داشته باشند.

از نظر سازمان بهداشت جهاني اهداف شهر سالم عبارتند از:

- داشتن محيط فيزيكي تميز و امن با كيفيت بالا
 -داشتن اكوسيستم پايدار شهري
-داشتن جامعه منسجم و نيرومند با حمايت دو جانبه از سوي مردم و دولت
-ايجاد مشاركت همگاني در تصميمات مربوط به زندگي، سلامت و رفاه
-تأمين نيازهاي اساسي
-داشتن اقتصاد شهري زنده، نوآور و پويا
-دسترسي به تجارب و منابع در سطح وسيع براي همه
-تشويق جامعه براي ارتباط با ميراث فرهنگي
-داشتن حداقل سطح مناسب از بهداشت عمومي
-داشتن ساختار شهري مناسب

 بنابراين در ايده شهر سالم، شهر موجودي زنده است كه رشد می كند و متحول مي شود. لذا شهر سالم نوعي نتيجه و محصول نيست. بلكه نوعي جهت گيري و فرايند است و حركت تكاملي دارد. بنابراين در اين ايده بر اين نكته تأكيد مي شود كه انسان و شهر زيرمجموعه هايي از طبيعت هستند كه به هيچ عنوان نمي توان آنها را از هم منفصل نمود. طبيعي است كه داشتن شهر سالم و شهرنشيني متعادل بدون همكاري، هماهنگي و تعامل همه عناصر اعم از مردم (شهروندان) دولت و نظام برنامه ريزي كشور، شهرداري ها و ساير نهادهاي شهري (NGO) مانند شوراي شهر و حتي سازمان هاي غير دولتي نخواهد بود.
پروژه شهرهاي سالم سازمان بهداشت جهاني، يك پروژه توسعه بين المللي بلند مدتي است، كه در جستجوي سلامتي در برنامه هاي تصميم گيرندگان در شهرهاي اروپا و ساختن يك لابي قوي براي سلامت عمومي در سطح محلي است. هدف اين پروژه افزايش رفاه عمومي، اجتماعي و فيزيكي مردمي است كه در شهرهاي اروپا كار و زندگي مي كنند. اين پروژه يكي از ابزارهاي اصلي سازمان بهداشت جهاني براي تأثيرگذاري روي استراتژي سلامت براي همه است

  اهداف، سياست ها و اصول پروژه شهر سالم

اهداف

1- تحرك سياسي و مشاركت جامعه در تجهيز و تكميل (اجراي) يك طرح سلامت شهري
2- تلاش براي افزايش آگاهي از موضوع سلامت در توسعه شهري به وسيله مسئولين ملي و شهري
3- ايجاد ظرفيت فزاينده براي مسئولين شهري در مديريت مشكلات شهري و تشكيلات مشاركتي با سازمان هاي اجتماعي در بهبود شرايط زندگي در جامعه توسعه نيافته
4-ايجاد شبكه اي از شهرها در مبادله و تكنولوژي اطلاعات
5- تضمين مشاركت زنان در تصميم گيري در ارتباط با فعاليت هاي پروژه به ويژه در فضاهاي مهمي مانند مسكن، آب و بهداشت و خدمات بهداشتي
6-اهداف اصلي آن در اروپا، بهبود سلامت و توجه جدي به اصول آن براي همه، توسعه پايدار و برنامه ريزي بر پايه مشاركت است

سياست ها

1- توسعه نگرش سلامت شهرها براساس دو سر فصل بهداشت براي همه و ارتقاء بهداشت
2- ارتقاء بهداشت در برنامه هاي سياسي و اجتماعي شهرها
3-تأكيد بر اقداماتي جهت بهداشت همگاني كه بر روابط متقابل بين افراد و محيط و روش هاي زندگي اثر ميگذارد

اصول

جوامع سالم داراي مشخصات منحصربه فردي هستند. ولي اصول مشترك دارند، كه به ما اجازه در نظر گرفتن آنها را به صورت كلي ميدهد  جوامع سالم دورنمايي از سلامت را براي آينده ارائه می دهند كه در اين راه پروسه هايي را جهت رسيدن به اهداف به كار می گيرند.
بدين ترتيب اين اصول ما را در شكل دادن به انگاره اي از شهر سالم ياري مي دهد، تا براي هر اصل معيارها و شاخص هايي مشخص شود. با توجه به تعاريف شهر سالم و كيفيات ارائه شده از شهر سالم، قواعد كلي به صورت

اصول چهارده گانه زير با عنوان اصول شهر سالم استنباط و استخراج می گردد كه هر يك ناظر به چند بعد از كيفيت شهر سالم است.
منظور از اصول شهر سالم در اينجا اشاره اي به اركان و پايه هاي ايده شهر سالم است. در واقع هر اصل مؤلفه هايي از شرايط براي تحقق ايده شهر سالم را در خود دارند كه براي هر شهري در هر منطقه اي قابل تعميم است. اين اصول به عنوان خصوصيات ذاتي شهر سالم مطرح هستند، به گونه اي كه خدشه در يكي از آنها كليت ايده شهر سالم را از زاويه اي خاص به مخاطره مي اندازد.

اهم خصوصيات اين اصول عبارتند از:

- كليه اصول از يك قاعده پيروي مي كنند
- اصول يكديگر را محدود و مشروط مي كنند
- اصول يكديگر را تكميل مي كنند
- اصول ناقض يكديگر نيستند
- هر اصل شرط لازم براي تحقق ايده شهر سالم است ليكن كافي نيست

اصول چهارده گانه شهر سالم

1-حيات
بخشي پايدار شهر بايد قابليت حيات داشته باشد. سلامتي و نيازهاي اساسي انسان را تأمين نمايد.

2-ايمني و امنيت
شهر بايد امن باشد. در امان بودن شهر از حوادث طبيعي (اعم از سيل و زلزله) و حوادث غيرطبيعي و زيان هاي جاني و مالي.

3-بهره وري اقتصادي
شهر بايد از اقتصاد مالي برخوردار باشد و بازدهي و راندمان را در همه عرصه هاي اجتماعي افزايش دهد.

4-تعاون
ارتباطات اجتماعي سالم كه شامل همياري و همكاري و ياري و ... شود.

5-دسترسي
شهر بايد شرايط و تسهيلات بالفعل و بالقوه دسترسي مطلوب را نه تنها به مراكز خدمات بلكه به اطلاعات، اخبار، منابع و مكان هاي خاص فرهنگي و مذهبي و غيره مهيا نمايد.

6-تعادل
شهر بايد سعي در حفظ، استمرار، تقويت تعادل به معني عام آن داشته باشد نيازها را برآورده كرده و از فشار بيش از حد به يك بخش به نفع ساير بخش ها جلوگيري كند.

7-سازگاري
براساس اين اصل شهر مي بايست موجبات سازگاري و همسازي اجزا و عناصر نسبت به يكديگر و نيز ابعاد مختلف زندگي شهري با شرايط طبيعي را فراهم آورد.

8-پويايي (توسعه منظم)
شهر بايد پويايي داشته باشد. اين پويايي به توسعه اي هدفمند، مستمر و تا حد ممكن قابل پيش بيني تعبير مي شود كه ناظر بر هدف يا اهداف مشخصي است.

9-هويت
شهر بايد از انقطاع تاريخي و نيز گسستن پيوندهاي فرهنگي و ... از طريق حفظ و اعتلاء آنها، ممانعت به عمل آورد به صورتي كه هويت شهر موجب بازشناسي آن گردد.

10-زيبايي
شهر بايد تلاش كند تا همه ابعاد علي الخصوص، در نمودهاي كالبدي و بصري براي مردم لذت بخش باشد

11-تنوع
شهر بايد تلاش كند تا حداكثر تنوع را در ساختار كالبدي و اجتماعي و اقتصادي ... خود به وجود آورد تا از اين طريق امكان ارزيابي و انتخاب براي شهروندان به وجود آيد.

12-بهره وري
وقت آزاد شهر بايد تمهيدات لازم و مناسب گذران اوقات فراغت خارج از جريانات جدي زندگي را براي تجديد قواي كليه آحاد جامعه با شرايط مطلوب تأمين نمايد. يعني استفاده مطلوب از وقت آزاد در جهت تحقق هدف انسان سالم

13-بسته در نظر گرفتن شهر
شهر بايد تلاش نمايد تا حتي المقدور داده ها و ستانده هاي خود را به ويژه در امور بهداشتي و محيطي تحت كنترل و حتي بازيافت و يا تصفيه نمايد. بسته به در نظر گرفتن سيستم شهر به معني تعيين حدود و مرزهاي مشخص در جهت چگونگي و ميزان ارتباط متقابل شهر با محيط است. حتي المقدور از ورود داده هاي منفي (سيل)به شهر جلوگيري كند.

14-احساس تعلق
شهر بايد احساس تعلق شهروندان را تقويت نموده و آنرا با شيوه هاي مختلف به احساس مسئوليت تبديل كند تا از اين طريق بتواند به اهداف شهر سالم دست يابد. (برقراري پيوند عاطفي بين مجموعه شهري و مردم)

  

اصول و استراتژي شهر سالم

ابعاد شش گانه اصول و استراتژي هاي شهر سالم عبارت است از:

1-سياست برابري و حمايت سياسي
2- مديريت
3- برنامه ها و فعاليت هاي ارتقاء بهداشت در شهر
4- مشاركت اجتماعي
5- مشاركت بين بخشي
6-فعاليت هاي حفاظت از محيط

 

 

 

 

 در بخش بعدی این مقاله به بررسی معيارها و شاخص هاي كمي و كيفي شهر سالم خواهیم پرداخت.

منبع:
اصول و معيارهاي شهر سالم؛ دكتر كرامت اله زياري، محمدحسين جان بابانژاد